تبليغاتX
The Man Who Sold The World
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~MeT~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
امروز تو برنامه عمو پورنگ، اميرمحمد يه تيكه انداخت خدا! عمو پورنگ يه چيزي بش گفت، اميرمحمدم گفت چرا دلمو ميشكني؟عمو پورنگم خواست جواب بده گفت: آخه تو با اين همه پي و چربي، دلت كجاست؟ امير محمدم گفت: عمو تازه كجاشو ديدي!

پ.ن: به تو چه كه من چرا عموپورنگ ميبينم!

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آبان 1388ساعت 19:55  توسط MeT  | 
مردک اومده تو تلویزیون در مورد فاصله طبقاتی زمان شاه حرف بزنه:

یه بار من رفته بودم یه اداره دولتی، دیدم دستشویی کارکنان و مدیریت از هم جداست! گفتم مگه دیگه دستشویی اینا هم با هم فرق داره؟ بعدشم که فکر کردم دیدم آره، معلومه که وقتی یکی چلوکباب میخوره و یکی نون خالی اینجوری میشه دیگه!

دوست داشتم همون موقع برم تو تلویزیون یقه اش رو بگیرم بگم خب احمق! دانشکده ما هم دستشویی دانشجویان و کارمندان و اساتیدش جداست! تازه واسه دو تای آخری درب رمز دار هم گذاشتن! تازه دم آبدارخونه نوشته: ورود افراد متفرقه و دانشجویان ممنوع! بعدشم بگم: خفه شو بابا

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم آبان 1388ساعت 13:34  توسط MeT  | 
صحبت هاي زير رو چند روز پيش كه از خواب پا شدم از مدير دبيرستان كنار خونمون شنيدم! عيناً هيمينا بود به جان خودم:

مدير سر صف:

كسايي كه آشغال ميريزن توي حياط و راهروها، چين؟ بگم؟ يه مشت نفهم بي فرهنگن!

شما دو تا كه داريد با هم حرف ميزنيد سر صف، بيام قيمه قيمه تون كنم؟ بگم بقيه هو بزن واستون؟ بگم؟

پ.ن: به جان خودم همين جوري حرف ميزنه

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم آبان 1388ساعت 15:2  توسط MeT  | 
برادران قلچماق باتوم به دست

با نگاهي به آينده، درست كتك بزنيد

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم آبان 1388ساعت 10:25  توسط MeT  | 
برادر هم وطن

تويي كه روز 13 آبان در ميدان وليعصر با توحش تمام اون زن جوان را با باتوم و بدون هيچ دليلي ضرب و شتم كردي تا عقده هاي روحيت خالي بشه، اميدوارم روزي فرزند همون زن، تو رو ...

پ.ن: هر جور مايليد ميتونيد جمله رو تموم كنيد. افه ي مدنيت هم نيايد

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم آبان 1388ساعت 21:55  توسط MeT  | 
من نميدونم آخه قحطي اسم بود برداشتي اسم طرف رو گذاشتي اسب آبي؟ خوبه يكي اسم تو رو بذاره سوسك متفكر؟

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم مهر 1388ساعت 11:45  توسط MeT  | 
شيش و شيش، دو، يك ميره بالا

مكان و زمان: سيد خندان، يارو داشت پول دو تا دي وي دي 600 توماني رو واسه مشتري حساب ميكرد با اين عمليات پيچيده

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم مهر 1388ساعت 15:26  توسط MeT  | 
دیروز داشتم از نزدیک میدون انقلاب رد میشدم که داد و بیداد یه راننده تاکسی توجهم رو جلب کرد. مسافر 50 تومن بهش کم داده بود و این بنده خدا هم زورش نمیرسید بهش، همین جور داخل ماشین نشسته بود و از پنجره یه سری الفاظ جالب رو به خانواده محترم آقای مسافر حواله میداد (بعضی از افراد خانوادشون البته) .یارو مسافره هم کم کم داشت از حوزه دید راننده خارج میشد اماهمچنان راننده تو ماشین بود و هی تهدید میکرد که اگه پول رو ندی چیکارت میکنم! همین جوری گفتم شاید شما هم یاد چند هفته قبل بیفتید
پی نوشت: خو اگه زورت نمیرسه دهنت رو ببند بورو پی کارت عزیزم چرا تهدید میکنی؟

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم مهر 1388ساعت 13:16  توسط MeT  | 
من نمیدونم موقع خلق یک سری از این برادران و خواهران عزیز کامپیوتر خدا آنتی ویروس داشته یا نه، اما شک نکن اگه داشته آپدیت نبوده
+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم مهر 1388ساعت 11:16  توسط MeT  | 
خدا ميدونه چند وقته با اين پنج هزار توماني صبحا از دمِ خونه ميرم پل گيشا، هيچي هم ازش كم نميشه، آخه مگه راننده تاكسي خره اول صبح چهار هزارو هشتصد تومن پول خرد داشته باشه؟ معضلي شده واس خودش

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388ساعت 21:22  توسط MeT  |