تبليغاتX
The Man Who Sold The World
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~MeT~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

: اون رو می بینی؟ به نظر آدم خوبی میاد، خیلی مؤدبه! خیلی آدم گلیه. خیلی خوشم میاد ازش.

: کی؟ اون یارو؟ نه بابا! یه آدم مزخرفیه که حالم ازش به هم می خوره. تو که نمیشناسیش.

: چطور مگه؟ چی کار کرده؟

: چه بگم................................................(الان داره می گه!!!)

: واقعاً؟ باورم نمیشه! جدی میگه؟ چطور ممکنه؟ اصلا بش نمیاد. اه!

نمی دونم چند بار تا حالا براتون همچین اتفاقی افتاده و یا چند بار کسی رو که فکر میکردید میشناسینش، واقعاً شناختید. اگه تا حالا همچین اتفاقی براتون نیفتاده، امیدورام هیچ وقت نیفته. نمی دونم چرا ظاهر و باطن آدم ها اینقدار با هم فرق میکنه. چطور می تونن اینقدر ظاهرسازی کنن وقتی میدونن یه روزی دستشون رو می شه. ( یکی نیست به خودم بگه!) به نظر من بدترین اتفاق واسه یه نفر اینه که چیزهایی یا کسایی را که بشون اعتماد داشته یا اعتقاد، از دست بده و خلافشون واسش ثابت بشه. فقط میدونم تفاوت ظاهر و باطن آدم ها با هم، به نفع هممونه! وقتی می بینم با پی بردن به ذات آدم ها چطور تحملشون واسم سخت می شه، ترجیه میدهم با ذاتشون کاری نداشته باشم و گرنه واقعا تحملشون خیلی سخت میشه و یا حتی غیر ممکن. پس خدایا شکرت که اینقدر به فکر مایی، چون خودت می دونی چه موجوداتی خلق کردی...

واقعا چه طور میشه آدم ها رو شناخت؟؟؟

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم دی 1386ساعت 0:9  توسط MeT  |