تبليغاتX
The Man Who Sold The World
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~MeT~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

دنياي ما آدم­ها

گاهي وقت ها با توجه به اتفاقات اطرافم با خودم فکر مي­کنم دنياي ما آدم ها چقدر حمقه ( ريشه ي حماقت)! در واقع مي گم چرا ما اينقدر پر روييم؟ نه چرا؟ خب چرا؟ آخه چرا؟ هوم؟ چرا؟

خيلي راحت مي شه به اين حماقت پي برد وقتي که:

وقتي داريم تو پياده رو راه مي ريم ( دقت کنيد تو پياده رو)، اين يارو موتوريه مياد پشت سرت بوق مي زنه که آقا (!) برو اون ور ديگه راه رو گرفتي!! روتو برم !

وقتي پليس ايستاده سر چهارراه، مي گيم مردشورشو ببرن با اون قيافش مثل برج زهرمار مي مونه! وقتي همون پليس نيست، ميگيم مردشور اين مملکتو ببرن که صاحاب نداره!!

وقتي  که کلاس هاي هفته ي اول ترم جديد رو به خاطر پروژه ي ترم قبلي بپيچوني! ديگه تعطيات که پيش کش!

وقتي  به خاطر اينکه چراغ قرمز توحيد رو بپيچونيم، ماشين رو مي اندازيم تو لاين مقابل و کل مسير رو  دنده عقب مي ريم! تازه آخرش مورد تشويق جمع کثيري از افراد قرار مي گيريم!!

وقتي نمره ي آدم بعد از وارد شدن تو پورتال، مثل آونگ نوسان مي کنه! خب چرا؟؟

 وقتي نمره ي شما با رفتن روي نودار کمتر مي شه!

وقتي بايد با نمره ي درس هاي تخصصي معدل نمره هاي عمومي تو جبران کني!!

وقتي در عرض يک روز تمام Temp دانشکده رو کپي مي کني رو هاردت!!

وقتي ديگران رو از  انجام کاري نفي ميکنيم ولي خودمون اون کار رو در حد کمال (!!) انجام ميديم، در کمال پررويي!!

وقتي شرکت هاي توليد سيگار رو مجبور مي کنند روي پاکت سيگار تبليغ بزنن که آقا سيگار ضرر داره واست!! (اين يکيو خدايش لذت مي برم!!)

وقتي توي کنسرت فلان خواننده تو آمريکا، دعا پخش مي کنن!!

وقتي يک  کشور خودش يه جايي رو صاف مي کنه، بعد که خوب صاف شد، کمک هاي انسان دوستانشو واسه اونجا مي فرسته!!

وقتي مي گيم من اين درسو 20 گرفتم، ولي اون درسو استاد ... بهم 10 داد!!

وقتي که کرايه ي يک مسير 150 تومانه و تو چه 200 تومان بدي و چه 1000 تومان، بايد يک مشت بزني تو شيشه ي ماشين تا راننده بقيه پولو که احتمالا(!) يادش ر فته بهت پس بده!

وقتي آدم ها رو واسه بيان نظر خودشون ( و تنها نظر) به زندان ميندازن! خب اگه قرار بود همه يک جور فکر کنند که خدا بي کار نبود. يه کپي از حضرت آدم با تيراژ بالا ميزد ديگه!!

وقتي به جايي مي رسيم ميگيم موفقيت عرضه مي خواد، ولي وقتي نمي رسيم نميگيم بي عرضه ايم، بلکه مي گيم قسمت بود!

وقتي تا آخر اين بلاگ رو ميخونيم و بعدش ميگيم چقدر چرت بود!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم بهمن 1386ساعت 15:24  توسط MeT  |